یادداشتی از روزنامه سرمایه (۲۲/۱/۸۵)
سه نگرانی زلزله زدگان سیلاخور
صبح جمعه يازدهم فروردين زلزلهاي به بزرگي شش ريشتر دشت سيلاخور پايين را به لرزه درآورد و خسارات بسياري به جاي گذاشت. در حالي كه كانون اصلي زلزله بخش سيلاخور و روستاهاي هم مرز اين بخش هستند اما از سوي مسؤولان امدادرساني مورد كم توجهي قرار گرفتهاند.
دشت سيلاخور بزرگترين زمين هموار استان لرستان است كه عمدهء مساحت شهرستانهاي بروجرد و دورود را دربر ميگيرد. اين دشت به دو بخش تقسيم ميشود. سيلاخور بالا كه از جنوب ملاير و شرق نهاوند شروع شده تا حوالي بروجرد ادامه مييابد و سيلاخور پايين كه بخش اصلي دشت سيلاخور است و از بروجرد در جهت جنوب شرقي تا دورود به پيش ميرود. سيلاخور پايين روي گسل سراسري زاگرس قرار دارد و يكي از شديدترين زلزلههاي ايران به بزرگي 4/7 ريشتر در سال 1288 در اين منطقه روي داده است. اين زلزله كه آن را اولين زلزله ثبت شدهء بزرگ ايران ميدانند، علاوه بر خسارات مالي فراوان بيش از پنج هزار نفر را به كام مرگ فرو برده است. كانون اصلي زلزلهء اخير نيز سيلاخور پايين و به ويژه بخش سيلاخور و روستاهاي اطراف اين بخش است.
بخش سيلاخور به مركزيت چالانچولان شامل دهها روستا از سيلاخور پايين است كه بيشترين خسارت مالي و جاني را متحمل شدهاند.
در حال حاضر مردم اين بخش سه نگراني عمده دارند كه ميتوان اين نگرانيها را به نگرانيهاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت تعبير كرد. نگراني كوتاه مدت ناشي از روايتي است كه درست يا نادرست از زلزلهء 97 سال پيش وجود دارد. در اين روايت گفته ميشود در زلزلهء قبلي سيلاخور، ابتدا چند زلزله كوچك و بزرگ به وقوع پيوسته و پس از سه هفته زلزله اصلي رخ داده است. بنابراين روايت، مردم سيلاخور، حتي كساني كه منازلشان قابل سكونت است- كه البته كم هم نيستند- از اسكان در منازلشان خودداري ميكنند. اگرچه وقوع پس لرزه هاي پي در پي بر اين نگراني افزوده است اما اين نگراني پس از چند هفته احتمالا فراموش ميشود.
در نگراني ميان مدت با توجه به اين كه كانون اصلي زلزلهء سيلاخور پايين و به ويژه روستاهاي بخش سيلاخور بوده و بسياري از روستاهاي اين منطقه از جمله حيدرآباد، كلنگانه، ازنا، گاراژ، ميدان، درب آستانه و... به طور كامل تخريب شدهاند اما زلزله سيلاخور ابتدا تحت عنوان زلزله لرستان و اخيرائ به عنوان زلزله بروجرد مطرح شده است.
اين مساله موجب نگراني مردم سيلاخور شده است. نگراني از اين كه به منطقه كم توجهي ميشود، با توجه به عملكرد 10 روز اخير امدادرساني به سيلاخور تشديد هم شده است. اين نگراني به ميان مدت تعبير شد، چرا كه تا آيندهء يك يا دو ساله و تا پايان ساختمانسازي در اين منطقه ادامه دارد.
نگراني بلندمدت نيز اين است كه روستاييان با اين كه سخت كوشيده و هميشه با سختيها روبهرو بودهاند، با اين حال به كم قانع شده و زير بار وام و قرض نرفتهاند. حداكثر وام و قرض گرفتن روستاييان معمولائ وامهايي كوتاه مدت بوده كه بيش از يك سال كشاورزي طول نميكشد. خبرهايي نيز به گوش ميرسد كه قرار است دولت مبلغ 150 ميليون ريال بلاعوض و 65 ميليون ريال به عنوان وام در اختيار روستاييان قرار دهد تا منازل خود را نوسازي كنند. در اين باره روستاييان سيلاخور بر سر دو راهي قرار گرفتهاند كه هر كدام نگرانيهاي طولاني مدتي به همراه دارد. اگر منازل خود را از نو نسازند، يك عمر دلهره و ترس از فروريختن ساختمان وجود خواهد داشت و اگر اقدام به نوسازي كنند ضمن آن كه با اين مبلغ نيز نميتوان ساختمان ضدزلزله ساخت، بايد يك عمر بدهكار بانك و دولت باشند. تخريب منازل، كشته و زخمي شدن اقوام، نزديكان، آشنايان و در به دري و چادرنشيني مصيبت كمي نيست كه اين همه نگراني و مشكل رواني نيز به آن افزوده شود. نگرانيهايي كه حل آنها با تدبير شدني است.


