چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 20:11
محمد (ص) زمانی محمد امین بود. امین برای همه. کسی که امین و امانت نگه دار است یعنی دروغ نمی گوید. این را همه هم می دانستند هم قبول داشتند و هم باورشان بود . ظریف ترین امور با او مورد مشورت قرار می گرفت و به نظر او عمل می شد. اما محمد(ص) تا زمانی امین و راستگو بود که وارد صحنه نشده بود. وقتی بعنوان رهبر اصلاح جامعه وارد صحنه شد نه تنها امین و راستگو نبود بلکه ساحر و مجنون هم شد. البته آنها که او را ساحر و دروغگو و مجنون می خواندند می دانستند که او نه دروغگو است نه ساحر و نه مجنون. او را تهدید کردند و برای ترور او نقشه کشیدند. در حالیکه می دانستند این کارها او را وادار به عقب نشینی نمی کند.اما از آمدن او دیوانه شده بودند و حاضر بودند هر تهمتی بزنند و هر تهدیدی را رسما اعلام کنند بلکه محمد(ص) را از چشم مردم بیندازند. اما نتیجه عکس شد.


