این مطلب را در اینجا هم می توانید بخوانید
ادامه مطلب
فرض کنیم که در این مناظره موسوی مغلوب شود که چنین نخواهد بود اما به فرض محال در این صورت اگر چه ممکن است به طرفداران موسوی افزوده نگردد اما از طرفداران فعلی او نیز کاسته نمی شود و البته بر اساس این فرض احمدی نژاد با برد مناظره هم خیلی نمی تواند رای کسب کند ممکن است بین ۵۰۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰۰ نفر به آرایش افزوده شود.
اما اگر موسوی غالب شود که چنین خواهد بود ریزش آرای احمدی نژاد بسیار زیاد خواهد بود مثلا بین ۳تا ۴ میلیون و جالب اینکه ۹۰درصد این ریزش میل به موسوی خواهد داشت و ۱۰ درصد نیز به سمت رضایی خواهند رفت و جالبتر اینکه برد موسوی سبب خواهد شد ۵۰۰ هزار تا یک میلیون نفری که در سطور بالا اشاره شد به علاوه عددی در همین حدود از کسانیکه هنوز کاندیدای خود را انتخاب نکرده اند هم به اردوگاه میر حسین خواهند پیوست. بنابر این برد احمدی نژاد که فقط فرض است مساوی است با افزایش ۵۰۰ هزار رای وی و عدم کاهش رای موسوی و برعکس باخت احمدی نژاد مساوی است با کاهش ۴ میلیونی رای وی و افزایش ۶ میلیونی رای میر حسین موسوی. توانایی موسوی - صداقت او - دعای مردم و خواست خدا سید ما را پیروز خواهد کرد .
۱- میر حسین سید هست و اون ۳ تا نیستند
۲- میر حسین مهندس هست و اون ۳ تا نیستند
۳- میر حسین در زمان امام یکی از سران قوا بوده و اون ۳ تا نه
۴- میرحسین خوش تیپ تر از اون ۳ تاست
۵- میر حسین اولین بار هست که تو انتخابات شرکت می کنه و اون ۳ تا نه ( توضیح اینکه کروبی در انتخابات مجلس اول و دوم و سوم و ششم بوده و انتخاب شده در انتخابات مجلس چهارم و مجلس هفتم و انتخابات نهم ریاست جمهوری هم بوده و انتخاب نشده و این دوره هم هست. محسن رضایی انتخابات مجلس ششم بود و انتخاب نشد و انتخابات نهم ریاست جمهوری هم انصراف داد این دفعه هم که هست.احمدی نژاد انتخابات شوراهای اول و مجلس ششم بود و ناکام موند و انتخابات ریاست جمهوری نهم بود با ۱۹ درصد آرا به دور دوم راه یافت و در دور دوم با ۶۲ درصد آرا انتخاب شد این دوره هم که هست اما میر حسین فقط ۲ بار از سوی نمایندگان مردم به عنوان نخست وزیر رای آورد و انتخاب شد و بارها توسط امام تایید شد اما تا کنون خود را در معرض انتخاب مردم قرار نداده است)
در یک سایت که تلاش دارد خود را مخالف احمدی نژاد و اصلاح طلب معرفی کند آمارهایی در مورد فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی منتشر شده است که برخی از آنها به قرار زیر است:
"به کار بردن واژه ی«اصلاحات»: ۰ بار / به کار بردن واژه ی «جامعه ی مدنی»: ۰ بار / به کار بردن واژه ی «آزادی»: ۱ بار / نمایش تصویر خاتمی: ۵/۰ثانیه / نمایش تصویر (آیت الله)خامنه ای: ۴ دقیقه / صحبتهای زهرا رهنورد: ۰ ثانیه و ... دیدارهای احمدی نژادی"
خیلی جالب است که این گروه و گروه حامیان احمدی نژاد همچون دو لبه یک قیچی به جان میرحسین افتاده اند.
اینها می گویند چرا در فیلمت زهرا رهنورد نبود آنها می گویند چرا زنش را دنبال خودش انداخته همه جا می برد.
اینها می گویند چرا در فیلمت مقام رهبری را نشان دادی ( و اصرار دارند میر حسین موسوی را "میرحسین موسوی خامنه" بخوانند) آنها می گویند میرحسین ضد ولایت فقیه است
اینها می گویند میرحسین اصلاح طلب نیست و از واژه های آزادی و جامعه مدنی استفاده نکرده آنها می گویند موسوی اصلاح طلب است و اصولگرا نیست
اینها می گویند چرا تصویر سید محمد خاتمی را نشان ندادی(بماند که وقتی سید محمد از میر حسین حمایت می کند به او می تازند) آنها می گویند موسوی همان خاتمی است
اینها می گویند دیدارهایت مثل احمدی نژاد است آنها می گویند رفتارش در سفرها مثل خاتمی است
و دهها جمله از این دست
ملاحظه می کنید اگر چه ظاهرا سخنان این دو کاملا مخالف هم است اما همچون قیچی که دو لبه مخالف دارد بدنبال یک هدف هستند.
در جریان رای اعتماد مجلس به نخست وزیر یکی از موافقین با میر حسین سید محمد خاتمی نماینده مردم اردکان در مجلس شوراي اسلامي بود او به عنوان سومین سخنران پیش از دستور مجلس در تاریخ 28 مهر ۱۳۶۰ با استناد به سخن علی (ع) گفت: "نکته دوم در زمینه مسائل داخلی مهمترین مسأله ای که امروز مطرح است ما در آستانه معرفی نخست وزیر جدید از سوی رییس جمهور محبوب به مجلس هستیم. بدون شک اگر انقلاب ما انقلاب اسلامی است و اگر توده های انبوه مردم به انگیزه اسلام و برای تحقق اسلام قیام کرده اند شهید داده اند شرط اول در زمامدار و به خصوص نخست وزیر که نقش بسیار حساسی دارد شخصیت اصولی اوست و هنگامی که از شخصیت اصولی سخن می گویم تنها اصول اعتقادی مطرح نیست شرط مهم است ولی امروز جامعه ما در کار سازمان دادن به یک نظام اجتماعی است، اصول گرایی در آن اصولی که مورد نظر اسلام اصیل و انقلابیان است برای تحقق نظام اجتماعی نیز مطرح است امروز جامعه ما نیازمند به یک نخست وزیر توانا و در عین حال برخوردار از منطق است نخست وزیری که بتواند تمرکز را در قوه اجرایی ایجاد کند و از نابسامانی و پراکندگی و عدم هماهنگی جلوگیری بکند. نخست وزیری که دارای بینش قوی سیاسی باشد و بتواند مسائل سیاسی جاری در دنیای امروز را تجزیه و تحلیل بکند و نخست وزیری که آشنا به مسائل اقتصادی باشد و مسائل حاد اقتصادی را بتواند حل بکند و برخوردار از قدرت ابتکار و بینش قوی برخوردار باشد تا بتواند کابینه ای هماهنگ و جهت دار را تحویل بدهد و بالاخره نخست وزیری که قدرت تمیز اصول گرایی را از سلیقه گرایی داشته باشد و بتواند با توانایی و قابلیت و بینش این جامعه را پیش ببرد و قوه اجرایی را شکل بدهد."


